سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
192
تاريخ ايران ( فارسى )
خواه قديم و خواه جديد حيات او مشحون بخونريزيهاى هولناك مىباشد . او بعضى اوقات روى تلافى و انتقام حكم قتلعام داده است ، ولى مواردى كه صرف وحشىگرى سبب صدور اين حكم شده باشد خيلى كم است . بعلاوه تيمور لنگ يكنفر مسلمان ديندارى بوده كه هرچند او اصول و عقايد اسلام را كه براى پيشرفت و ترقيات خودش مورد استفاده قرار داده معهذا او مشوق و حامى و سرپرست ارباب علم و هنر و مؤسس مدارس و مساجد و تا يك اندازه نويسنده و بالاخره دوستدار بازى شطرنج بوده است . به سوگلىها و زنان محبوبهاش در امور مداخله نميداد ، بلكه كارهاى مهم را خود شخصا رسيدگى ميكرده است . « 1 » اما كارهاى او و آن تقريبا چنين به نظر ميآيد كه از حدود طاقت انسانى خارج بوده - است او در طول مدت عمر طولانى خود لشكريان خود را به تمام اكناف و ممالك و بلاد سوق داده و در هيچ جنگى مغلوب نشده است و هنگاميكه از دنيا رفته از ارتش « 2 » و ولگا تا خليج فارس و از گنجه تا دمشق و مجمع الجزائر و بالاخره تمامى آسيا در تصرف او بوده است . تيمورلان در سمرقند در يك بقعهء گنبدى عالى مدفون و خود ضريح از يك پارچه سنگ يشم ساخته شده كه معتقدند بزرگترين سنگهاى يشم روى زمين مىباشد و اصل قبر در زير سرداب واقع شده است و نگارنده اينرا جزو امتيازات خود ميشمارد كه قبر اين سازندهء تاريخ را ديدار كرده است كه در آنجا با اقربا و ارحام خود بخواب ابدى فرورفته و هنوز معروف به امير مىباشد .
--> ( 1 ) - او در توزك خود چنين مينويسد « بايد كه كردار و گفتار پادشاه از خود باشد يعنى سپاه و رعيت بدانند كه آنچه پادشاه ميگويد و مىكند خود مىكند و ديگريرا در آن دخلى نيست پس بايد كه پادشاه بگفتار و كردار ديگران بنوعى كه شريك مرتبهء سلطنت گردند عمل نكند . . . ( مؤلف ) ( 2 ) - Irtish